تبليغاتX
دانشگاه من = پیام زور
دانشگاه من = پیام زور

ما را که بجز توبه شکستن هنری نیست ... با زاهد بی مایه نشستن ثمری نیست

سلام بر همه ی دوستان ... با عرض پوزش بنده یک هفته ای بی خبر رفته بودم مسافرت و نتونستم جواب کامنت های دوستان رو بدم ... فقط اینو بدونین که درس نمیخوندم ... ولی از دیروز شروع کردم به خوندن درسا ... بالاخره باید از یک جا شروع کرد دیگه !!!!

توی این یک هفته ای که نبودم با اجازه ی شما رفته بودیم مسابقات فوتسال پیام نور کشوری که توی شهر ساری برگزار شده بود ...

جای تمام دوستان خالی بود ... خیلی به ما خوش گذشت البته شاید خوشیش به خاطر این بود که تیم فوتسال استانمون یعنی گلستان به مقام سوم رسید و دست خالی به استانمون برنگشتیم !!!!

خبرهای تکمیلی رو بعدا توی یه پست براتون میذارم ...

نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/14ساعت 12:45 توسط پیام زور| |
بعضی از دوستان نظر دادن که نیستی ... کجایی !!! بعضی ها حتی پا را فراتر گذاشتن و به ما تهمت درس خونی زدن

به پیر به پیغمبر درس نمیخوندم ... یعنی اصلا کتابها رو نخریدم که بخوام درس بخونم !!!

راستی توجه کردین که کتابهای پیام نور گران شده !!! پشت تمام کتاب ها برچسب زدن و قیمت کتاب رو تا ۴۰۰ تومان بالا بردن !!! اینم یه حال دیگه ی دانشگاه پیام زور که به دانشجوها داده ... تا بعد از اون ماجرای اصلاح فرمول شهریه و لغو وام های نیم سال دوم ۸۶ ، یه تیر دیگه به قلب این دانشجوی بدبخت  و بیچاره بزنه !!!  

ولی کلا این مدت سرم شلوغ بود و نتونستم جواب خیلی از دوستان رو بدم ... از همین جا از همشون عذرخواهی میکنم و قول میدم که اگر از این به بعد درس نخونم بیشتر بهشون سر بزنم !!! 

یه تغییر دیگه هم در شیوه ی تدریس اساتید دانشگاه رخ داده ... همشون میگن کوییز میگیریم !!! تحقیق باید بدین !!! کنفرانس باید بدین !!! امتحان میان ترم باید بدین !!! حتما باید سر کلاس ها حضور داشته باشین !!!

کلاس ها یه جورایی عجیب شده !!! حالا بهتر شدن یا بدتر شدنش رو آخر ترم متوجه میشیم !!!

پس تا آخر ترم صبر میکنیم تا ببینیم که نتیجه ی این تغییرات در دانشگاه پیام زور چیه ...

به نفع ماست یا به ضرر ما !!!!

 

در کلاس روزگار

درسهای گونه گونه هست

درس دست یافتن به آب و نان

درس زیستن کنار این و آن

درس مهر

درس قهر

درس آشنا شدن

درس با سرشک غم ز هم جدا شدن

در کنار این معلمان و درسها

در کنار نمره های صفر و نمره های بیست

یک معلم بزرگ نیز

در تمام لحظه ها تمام عمر

در کلاس هست و در کلاس نیست

نام اوست : مرگ

و آنچه را که درس می دهد

زندگی است

نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 23:33 توسط پیام زور| |
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
 به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری ؛ زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی ؛ که شور هستی از توست
شراب ِ جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو ؛ غم از تو ؛ مستی از توست
بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم : 
که او زهر است اما ... نوشداروست
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که در هنگامه ی درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی ست
وگر عمرم به ناکامی سر آید
تو را دارم که مرگم زندگانی ست
نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/22ساعت 16:40 توسط پیام زور| |
این روزها اصلا حس و حال نوشتن رو ندارم ...

بعضی از دوستان میگن چرا وبلاگ رو آپ نمیکنی ، خودمم نمیدونم این چه حس و حالیه که بهم دست داده ولی دوست ندارم که بنویسم یعنی نمیتونم که چیزی بنویسم ...

ولی باید نوشت .... از درددل این پیام زوری بیچاره ...

دیروز که توی سالن دانشگاه داشتم قدم میزدم ، سر صدای یک دانشجو توجهم رو به خودش جلب کرد ... داشت به خودش فحش میداد که چرا درس نخونده و اومده پیام نور ... قسم میخورد که امسال دیگه میشینه درس میخونه تا دانشگاه سراسری قبول بشه ... این بنده ی خدا هم مثل منه ... منم اولش همچین کاری کردم ... گفتم بیام پیام نور تا اگر برای سربازی معاف نشدم لااقل از درسمون عقب نیفتیم .. ولی هم معاف نشدم و هم توی این دامگه حادثه افتادم ...

می خواستم برم بهش بگم که اگر راهش رو بلد باشه میتونه با همین پیام نور هم حال کنه ... ولی اونقدر عصبانی بود که گفتم اگر بگم کلمو از جاش میکنه ... حالا دانشگاه چه حالی بهش داده بود رو نمیدونم ... ولی خودمونیم باید چه راهی بلد باشه تا بتونه با این پیام زور حال کنه ؟؟؟!!!!

امروز یاد یه داستانی افتادم که سه سال پیش توی دانشگاه برام اتفاق افتاد :

چند سال پیش که دانشگاهمون هنوز به ساختمان اصلیش انتقال پیدا نکرده بود ، با چندتا از دوستام توی سایت کامپیوتر دانشگاه نشسته بودیم ... یک دانشجو از اون زبر و زرنگاش اومد گفت آقایون این سایت دانشگاه که میگن باید بری توش انتخاب واحد کنی کجاست !!!!؟؟؟؟؟؟ .... میگفت به من گفتن برو تو سایت ثبت نام کن ... اینجا هم که سایت دانشگاه ... پس باید شما باشین که انتخاب واحد میکنین ...

ما هم که از منظور این بنده خدا خبر نداشتیم گفتیم باید بری توی اینترنت !!! اونقدر نارحت شد که میخواست مارو بزنه ... میگفت باز اینترنت کجاست ... چرا منو سر کار میزارین ... فکرشو بکنین یک دانشجو در قرن 21 هنوز نمیدونه ثبت نام اینترنتی چیه !!! ...

بعدش با کلی بحث و جدل بهش فهموندیم که باید بشینه پشت کامپیوتر و انتخاب واحد کنه ... نیم ساعت پشت کامپیوتر نشسته بود و به مانیتور نگاه میکرد ... بعد از نیم ساعت برگشت گفت چرا ثبت نامم نمیکنه من که نیم ساعته نشستم ...

کپ کردم ... یعنی پیش خودش فکر میکرد اگر پشت کامپیوتر بشینه خوده کامپیوتر ثبت نامش میکنه !!!

می بینین سطح اطلاعات بعضی از دانشجوهای ما چه قدر پائینه ... 

همه اینطور نیستن ... جمع نبندیم ... مثلا همین سال گذشته یکی از بچه های دانشگاه به عنوان مخترع نمونه انتخاب شد و توی مسابقات جهانی مقام دوم رو آورد ...

حالا ما که نه در اون حد هستیم نه در این حد ولی دوست داریم که بهترین باشیم چه در پیام نور چه در دانشگاه سراسری ...

پس باید بهترین بود

....................................................................................................................

پی نوشت : خوبه حس و حال نوشتن رو ندارم وگرنه باید رمان مینوشتم


نوشته شده در دوشنبه 1388/07/13ساعت 10:20 توسط پیام زور| |

وبلاگ دانشگاه من ، فرار رسيدن عيد سعيد فطر،

 

روز شادماني مومنان و تقوي‏ پيشگان را

 

بر شما دوست عزيز تهنيت مي‏گويد!

 

حالا از تبریک عید فطر که بگذریم باید گفت که :

 

بیامد بر دانشجو برسان گرد

اصلاح شهریه او را از خواب بیدار کرد

بدو گفت برخیز و بگشای دست

نه هنگام خوابست و جای نشست

که شاه دانشگاه ها است مهمان تو

اگر اضافه شهریه رو نریزی کشتی دانشگاهت به گل خواهد نشست

یکایک دل دانشجوی گوهرفروش

ز گفتار کارمند دانشگاه برآمد به جوش

بدو گفت کاین را چه گویی همی

پی اضافه شهریه چه جویی همی

همان چو ز گوینده بشنید مست

خروشان از آنجای برپای جست

ز دانشجو برآشفت و گفت این سخن

نگوید خردمند مرد کهن

کارمند گفت ای جهاندیده مرد

ترا بر زمین شاه دانشجو ها که کرد !!!!!

(منظور شاعر در بیت آخر دانشجوی پیام نوریه )

 

این روز ها دانشگاه غوغایی به پاست ... چیزی حدود 70% دانشجوها به مشکل مالی برخوردن و از اونجایی که زمان انتخاب واحده و سایت اونایی که بدهکارن رو برای انتخاب واحد مجاز نمیدونه دانشگاه مواجه شده با سیل عظیم دانشجوهای معترض ...

حالا دلیل اعتراض در نوع خودش جالبه !!!! ...

طی یک حرکت ناجوانمردانه از طرف دانشگاه  شهریه های دانشجوها اصلاح که چه عرض کنم  کچل شده

آخه این چه اصلاحیه که همه رو بدهکار کرده !!!!!

البته از حق هم که نگذریم در طی این اصلاحات اساسی در فرمول شهریه دانشجویان ، شانس با بعضی ها همدم و همیار بوده و این دانشجویان خوش بخت از دانشگاه بستانکار شدن ...

ولی با دیدی کلی به قضیه اصلاح فرمول شهریه دیده میشه که بابای دانشجوها در اومده ...

اونم چه زمانی .. زمان انتخاب واحد ... یعنی چاره ای به جز پرداختش ندارن ...

اگر پیام نوری باشی و این ترم انتخاب واحد کرده باشی حتما دیدی که با برداشتن 20 واحد شهریه ات از 250 هزار تومان هم بیشتر میشه ... و این نکته ی اصلی این ماجراست ...

نکته ی دیگه راجع به اصلاح فرمول شهریه اینه که تعدادی از دانشجوها فکر میکنن این مبلغ اضافه شده به شهریه به داخل جیب اون کارمند فلک زده ی پیام نوری میره ... و سر همین ماجرا با او به بحث و جدل میپردازن ... یکی نیست بگه آخه بنده ی خدا این کارمند ساده چکارست که تو باید باهاش اینطوری حرف بزنی ... انصاف هم چیزه خوبیه ...

ولی برگردیم سر موضوع اصلی ......

هدف از تاسیس دانشگاه پیام نور مگر غیر از این بود که با دانشگاه آزاد و شهریه های ماورایی اون مقابله کنه !!!!

پس چرا خودش آلوده ی این مادی گرایی ها شده ...

مطمئنن اگر دانشجوی پیام نوری از نظر مادی امکان اینو داشت که به دانشگاه آزاد بره ذره ای درنگ نمیکرد

حالا باز اگر با این اضافه شهریه ای که از دانشجوها میگیرن امکانات خودشون رو بالاتر ببرن دل آدم نمیسوزه ولی صد حیف که هیچ تغییری که نمیکنه هیچ ، فکر میکنم بدترم بشه... 

جالب اینجاست که شهریه ثابت دانشجوها رو هم تغییر دادن ...

ما موندیم که شهریه ثابت ، ثابت بوده یا متغییر ... میترسیم اگر همینطوری پیش بره تا چند ترم دیگه مجبور به پرداخت شهریه همسان با دانشگاه آزاد بشیم ...

یک نکته ی جالب دیگه از این اصلاح فرمول شهریه اینه که هزینه ی واحد های عملی همسنگ با شهریه ثابت شده ... یعنی برای ورودی های 86 به این طرف چیزی حدود 60 هزار تومان ...

حالا شما برو سه واحد عملی بگیر و ثبت نهایی بزن ...بعدش از گزینه ی گزارش ثبت نام مبلغ شهریه رو ببین تا اندر کف شهریه بمونی ... وقتی که برات زد 3 واحد عملی برای این ترم و مبلغ 240000 تومان شهریه اون وقت میفهمی که این دانشجوی پیام زوری چی میگه ...

فکر میکنم مشکلات این روزهای سایت بلاگفا هم به خاطر همینه که دانشجوها معترض نتونن اخبار وقایع فجیع این روزهای دانشگاهاشون رو به سمع و نظر دوستانشون در اقصی نقاط ایران برسونن !!!

منظورم از وقایع همین اصلاح شهریه که چه عرض کنم اضافه شهریه هاست ....

اینجاست که میگن اومد ابروشو درست کنه زد چشمشم کور کرد !!!!!!!!!!

 

نوشته شده در یکشنبه 1388/06/29ساعت 11:26 توسط پیام زور| |
سقف انتخاب واحد بلند شده .... یعنی برای معدل های بالای ۱۲ بالا رفته ....

 

با تشکر از دوست خوبم مسعود .....

نوشته شده در سه شنبه 1388/06/24ساعت 8:56 توسط پیام زور| |
 

قدر شب اندر شب قدر است و بس
                                                    برخوان آن سوره و معني بياب

 

توی این شب های عزیز تمام بیمارانی که روی تخت بیمارستان ها خوابیدن رو از دعاهاتون بی نصیب نذارین ...

همچنین ما پیام نوری ها رو  فراموش نکنین !!!!!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه 1388/06/18ساعت 1:12 توسط پیام زور| |
دوستان عزیز پیام نوری اگر میخواین از قافله عقب نمونین و انتخاب واحدتون رو سر وقتش انجام بدین حتما به سایت http://reg.pnu.ac.ir مراجعه کنید و با کلیک روی گزینه ی ثبت نام از زمان انتخاب واحدتون با خبر بشین ...

 از ما گفتن بود ...بهتره از همین الان زمان دقیق انتخاب واحدت رو بدونی تا مثل بعضی ها که خیلی تنبل تشریف دارن ، از قافله سالاران پیام نور عقب نمونین ... رفتن و دونستن وقت تعیین شده به دردسر اتمام زمان و رفتن پیش کاربر ارشد مرکز و گرفتن مجوز دوباره برای انتخاب واحد نمی ارزه !!!!!

پس بدو برو زمان گرفتن مواد اولیه برای پخت و پز در طوله ترمتو بگیر !!!!!!!!!!!

فقط مراقب باش که مواد رو زیاد نگیری که به حذف و اضافه یا حذف اضطراری کارت کشیده نشه !!!

از قدیم میگن سنگ بزرگ نشانه ی نزدنه .... یک وقت مثل من نشین که ترم اول رشته ی کامپیوتر ۲۰ واحد برداشتم و بعدش مثل ... تو گل گیر کردم ...

یه نگاهی به قد و قوارت بنداز بعد انتخاب واحد کن !!!!!   

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 23:30 توسط پیام زور| |
نمردیم و بالاخره یک کاریمون توی دانشگاه راه افتاد ...

ماجرای همون فیش گمشده از پرونده رو میگم ... دیروز بعد از یک جستجوی حسابی پیداش کردم ...

نکته ی جالب اینجاست که توی خوده دانشگاه پیدا شد !!!!!

و نکته ی جالب تر و صد البته غمبار تر اینه که در برخورد اول با دانشجو بهش میگن برو فیشت رو توی خونه پیدا کن اگر نبود باید بری بانک پیداش کنی در حالی که توی دانشگاه انباره مالی وجود داره که از قرار معلوم بیشتر فیش های مفقودی اونجاست ... به ما هم در مرحله ی آخر تحقیقات گفتن که باید بری فیشت رو از اونجا پیدا کنی ...

حالا سوال اینجاست ؟؟؟؟ 

 اینا که همچین جایی توی دانشگاه دارن و احتمال اینکه فیش دانشجو توی اونجا باشه از بقیه جاها بیشتره برای چی باید بریم توی خونه یا بانک دنباله فیشمون بگردیم !!!!

در هر صورت خدارو شاکریم !!! که به حق همین ماه عزیز دعاهای شما عزیزان رو مستجاب کرد و این فیش بنده ی خدای مارو که مدت ها بود از پرونده دور افتاده بود به کانون گرم پرونده برگردوند ...

انشاالله که از خدا هرچی میخواین توی همین شب های عزیز بهتون بده

اینو بدونین که به یک پیام نوری فلک زده کمک کردن یک در دنیا و صد در آخرت براتون خوشبختی میاره

فیش اون دوستم رو هم که میگفتم گم شده بود ، پیدا کردیم !!!  ... نمیدونین اون چه قدر خوشحال شده بود!!! ... سر از پا نمی شناخت

بیشتر از این نباید حرفی زد  برای اینکه احتمال داره یک سنگه دیگه جلوی پامون بیفته که این یکی رو نشه با نذر و نیاز رفع و رجوع کرد ...

خلاصه راهش رو پیدا کردم ... کارتون نباشه ...از این به بعد هر مشکلی داشتین با خودم در میون بذارین تا براتون حلش کنم !!!!

در آخر دوباره میگم مارو از دعاهاتون بی نصیب نذارین ... البته همدردی هم یادتون نره !!!!

                                                                

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/16ساعت 2:54 توسط پیام زور| |
در زیر میتونین تقویم دانشگاهی رو دانلود کنین ... فقط زیاد امیدوار نباشین که طبق روال نوشته شده پیش بره...

دانلود

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/12ساعت 10:27 توسط پیام زور| |
این پست رو باید چند روز پیش میزاشتم اما یادم رفته بود ...

می خواستم بگم اونایی که امتحان تغییر رشته از طریق بند جیم ثبت نام کردن امتحانشون به صورت کاملا تستی برگزار میشه ...

حالا این خبر خوبیه یا نه رو من خودم نمیدونم ...

از یک زاویه بهش نگاه کنی چون تستی شده و نمره منفی رو از دروس تستی برداشتن شاید یک مزیت باشه ...

از یک طرف دیگه که نگاه میکنی بعضی از دروس مثل ریاضی و فیزیک که باید برای زدن تست هاش راه حل رفت ...  بهتره که تشریحی باشه ... البته کمک استاده تصحیح رو هم باید اضافه کرد ...که این یکی از اون یکی مهم تره

از بالا که به قضیه نگاه کنی اصلا فرقی نمیکنه که تستی باشه یا تشریحی در هر دو حالت نمره اون نمره ای نیست که انتظارشو داری ... یعنی هر نمره ای که اومد خوش اومد

در مورد اون دوستمون که گفتم رفته دیده جا تره اما خبری از بچه نیست ... مجبور شد خودش بره بچه رو بخره بیاره ... یعنی به خاطر شرکت در ترم تابستان مجبور به ریختن کل بدهی شد (بدهی تحمیلی بخونین ) ...

حالا کی میخواد حق این بنده خدارو از حلقوم این دانشگاه به بیرون بکشه خدا میدانه ... انشاالله در گلوش گیر کنه این پولای مفت دانشجوهای بدبخت ...

یک همدرد جدید هم پیدا کردم ... من که گفته بودم این فقط درد من نیست ... مثل اینکه به فیش واریزی این دوست عزیزمون هم یک حالی دادن !!!! (وبکده دانشگاه پیام نور گرگان) ...

جالب اینجاست که هیچ کسی پیدا نمیشه به داد این قشر مظلوم برسه ... پیشنهاد من اینه که تمام کسایی که مشکل دارن توی این شبهای عزیز ماه رمضان دست به سوی آسمان دراز کنند و از خدای احد و واحد کمک بخوان

یعنی راهی به غیر از این نمونده !!!!!!!!!!!!!

                    پس همه با هم دعا کنیم             

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09ساعت 2:58 توسط پیام زور| |
هر روز بر تعداد کسانی که فیش بانکی آنها از پرونده گم شده افزوده میشه ...

دیروز توی سالن دانشگاه دوستم رو دیدم...

 دیدم اونم مثل من کارنامه ی اعمالش دستشه و اینور و اونور میزنه ... باز خوبه به من گفته بودن برو توی شورای آموزش بررسی میکنیم (یعنی فعلا برو چند کیلو از اون نخود هایی که رنگش سیاه است بگیر و بیا ) به این بنده ی خدا که گفته بودن برو توی انبار و فیشهای واریزی اون نیمسال رو بگرد تا فیش خودتو پیدا کنی ...این دوست از همه جا بی خبر ما که فکر کرده بود کارمندای دانشگاه دلشون به حالش سوخته و قصد همکاری باهاش رو دارن رفته بود غرق در پرونده ها شده بود ولی دیده بود جا تره  اما خبری از بچه نیست !!!!!

این فقط مشکل من یا اون یا تعداد کمی ازدانشجوها نیست مشکل بسیاری از اونهاست ...

نکته ی جالب تر و صد البته غم بار تر اینجا بود که این عزیز ما ترم تابستانه گرفته و شهریه ی ترم تابستان به شهریه تحمیل شده از طرف دانشگاه اضافه شده و مبلغی در حدود ۱۵۰ هزار تومان تخمین زده شده...

یعنی هنوز بررسی نشده که فیش مفقود شده کجاست ، به خاطر شرکت در امتحانات ترم تابستان باید بره شهریه رو بریزه و اگر هم بخواد شهریه رو نده تا مشخص بشه که ایراد کار از کجاست ترم تابستونش حذف میشه و هزینه ی اون به شهریه ی ترم بعدی اضافه میشه ...

خداییش شما بودین چه کار میکردین ...سرتون رو به کدامین دیوار میکوبیدین ...

عجب داستانی شده  ، داستان این فیش های گم شده ی ما ...

شاید کسی به درد دله این بینوایان پیام نوری گوش کنه !!!!!!

شاید !!!!

 ( عجب خیال خامی )

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03ساعت 14:29 توسط پیام زور| |
برنامه برخی از درسها در ترم تابستان تغییر کرده ....

اگر دانشجوی پیام نوری روی لینک زیر کلیک کن

تغییر برنامه امتحانی ترم تابستان

نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03ساعت 10:40 توسط پیام زور| |

*از تیــم تحقـیقاتــی زمـــین به کنفـدراسیون راه شیـری:

امروز در طی تـحقـیقاتمان به مـکانی به نام «بیمارستــان»  یا به گفته ی برخی زمینی های صاحبنظر «مریض خـونه» برخوردیــم. فاکتـورهایی که بیش از هـرچیزی توجه ما را به خود جلب کرد، افـرادی بـودند به نام «بیمار» که بااینکه بیمارستان تنها برای درمان آنها ساخته شده بود اما از کمترین توجه برخـوردار بـودند. هر بـیمارستان علاوه بر بیـمار دارای عده ای به نام «پرسـنل» نیز می باشد. پرسنـل شامل پزشـک، پــرستـار، بهـیار و غیـره می باشد که هیــچکدام به جایـگاه خود راضی نیستنـد و بر این عقیده اند که حق ما بیشتر از این اسـت. برای مثال امـروز پرستاری از حق خوری در «پـزشک سالاری» شکایت می نمود. اینکه این پزشک سالاری چیست و کجاست، هـنوز مشخص نیست و تحقیقات در این زمینـه ادامه دارد!! امّـا احتمال می دهیم این مکان یک نوع صـفـاسیتـی مخصوص پزشکان است!

همچنین طبق گفته ی یک پزشک، تمام افراد برای پزشک شدن سر و دست هم را می شکنند. علت این امر هنوز معلـوم نشده که چرا لازمـه ی پزشک شدن چنین خشـونت قُــزمیــتانـه ای است؟!!!! پزشکان به دو دستــه ی باسواد و بی سواد تقسیم می شوند. هرچقـدر یک پزشک برای بیـمار بیشتر دارو تجویـز کند نشان دهنده ی باسـوادی او و رضایت بیـشتر و دعای خیـر بیمار است!

مـعمـولاً هر بیماری در بیمارستان یک یا چــند «هـمراه» دارد. وظیفه ی هر همراه این است که فریاد بزند تا هفت جد پرسنل جلوی چشمانشان بیایــد. اما با این رفتار خشونت آمـیز، نه تنها هفت جد پرسنل جلوی چشمشـان نمی آید بلکه آنها از روی چیزی به نام «لج و لج بازی» همراه را به بیـرون از بـخش شوت می نمایند!! به همین منظور یک عدد همراه را برای آزمایش و بـررسی برایـتان ارسال کردیم. 

  تــمـاس... فـــرت!

.......................................................................................

برگرفته شده از وبلاگ دوست عزیزم میثاق (خاطرات میثاق ، دانشجوی معروف پرستاری) که لینکش توی پیوندهای وبلاگ هم هست و میتونین از وبلاگش بازدید کنین

                                                

نوشته شده در جمعه 1388/05/30ساعت 3:41 توسط پیام زور| |
برنامه رو میتونین در زیر دانلود کنین ولی زیاد دلخوش نباشین که دانشگاه طبق برنامه پیش بره

دانلود

نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/28ساعت 14:6 توسط پیام زور| |
ببینید چه کرده با من این بازی های اینترنتی ... شب گذشته پلک رو هم نگذاشتم ...

دعوا شروع شد :

××× از دیشب نشستی ببینی که تیمت توی لیگ فوتبال چه کار میکنه !!!!...

از سنت خجالت نمیکشی ؟؟؟

مثلاٌ دانشجویی برای خودت ...به جای اینکه تا این موقع شب بشینی درس بخونی نشستی پای کامپیوتر بازی میکنی ...

**** برو بابا دلت خوشه .. این یارو رو نگاه کن ۳۵ سالشه ..من که تازه ۲۱ سالمه ...

در ضمن این رو خبر نداری که لذت برد دم صبح ، خستگی و بی خوابیه شب گذشته رو از یادم برده ...

*** سه بر یک تیم شهدای دولاب رو بردم

××× خوب که چی ؟

 بردی که بردی ... انگار که از تیم منچستر یونایتد برده !!!...حالا چی بهت میدن ...جام میدن؟ ، مدال میدن؟ ، اینا که واست نون و آب نمیشه!!!!!

***برو بابا میگم لذت بردش ، بیشتر از زجر بی خوابیه ... این همه خوابیدیم به کجا رسیدیم ؟؟؟؟

این ۳۰ هزار نفری که الان آنلاین دارن بازی میکنن مگه دنبال نون و آب هستن که این موقع نشستن پای کامپیوتر!!!!

×××× موضوع این نیست که لذت میبری یا زجر میکشی ... موضوع اینجاست که فردا ساعت ۹ باید بری (   ) کار داری ...مگه یادت رفته !!!!

*** اوه اوه اوه ...خوب شد گفتی من برم بخوابم که اوضاع خرابه

فقط بزار یک سطح دیگه مزارع گندممو ببرم بالاتر بعد میرم می خوابم ...

××× دیگه از دست رفتی اصلا تا صبح بشین بازی کن به درک....

......................................................................................................................................

خداکنه دانشگاه سریعتر باز بشه بشینیم سره درسامون... عادت بدی شده این بازیه اینترنتی ... این که میگن طرف به اینترنت معتاده واقعا که راسته ... حتی وقت نمیکنم به وبلاگ سر بزنم ...همش شده تراوین ...

ولی اینجوری نمیمونه ... ترکش میکنم ... قول میدم

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/28ساعت 7:5 توسط پیام زور| |
یک شعر از فریدون مشیری در ادامه مطلب گذاشتم

خودم که خیلی با شعرش حال کردم ... به شما هم توصیه میکنم ببینین و بخونینش

شعر قشنگیه ... البته یک مقدار طولانیه ولی ارزش خواندن رو داره ...


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1388/05/25ساعت 19:43 توسط پیام زور| |
چند وقت پیش برای یکی از دوستانم توی دانشگاه مشکلی پیش آمد که گفتم شاید براتون جالب باشه ...

ماجرا از این قرار بود که طبق بررسی کارنامه مالیه دانشجویان در دانشگاه متوجه شده بودند که تعدادی از فیش های واریزی توجه دانشجویان به دانشگاه تحویل داده نشده...

طی یک فراخوان عمومی از تمامیه دانشجویان خواسته شد که با دریافت کارنامه ی مالی و بررسی آن توسط مسئول رشته ، مشخص بشه که ریالی به دانشگاه بدهکار هستی یا نه !!!

این دوست بدشانس ما هم که خدا زده بود پس کلش وقتی کارنامه رو میگیره ، میبینه که بله جا تره و بچه نیست... یعنی شهریه ترم اول رو براش اعمال نکردن ...یعنی صد و پنجاه هزار تومان بدهکار...

نکته ی جالب اینجا بود که شهریه ثبت نشده برای ترم اول بوده ... یعنی ترمی که فیش واریزی به بانک یکی از مدارک ثبت نامه ... حالا دو تا مسئله بود ؟ یا این دوستمون پول رو نریخته  ( پس چه جوری ثبت نام شده !!!) یا پول رو ریخته (پس چرا فیش ثبت نشده ) البته میتونه فیش رو ریخته باشه و تحویل مسئول ثبت نام نداده باشه (که باز هم مشکل داره چون یکی از مدارک ثبت نام تحویل فیش به مسئول ثبت نام بوده)...حالا میفهمین که چرا میگم باید گشت دنبال پرتقال فروش....

حالا یک نکته ی جالب تر اینکه به این بنده ی خدا گفته بودن که بره و از بانک فیشش رو پیدا کنه (یک چیزی حدود پنج هزارتا سند در روز که این بنده ی خدا باید میگشت و پیدا میکرد)...

و بازهم یک نکته ی بسیار جالب تر اینکه وقتی بنده ی حقیر هم کارنامه را بر دستان مبارک گرفتم مشاهده کردم که برای بنده نیز چنین مشکلی به وجود آمده...البته بنده راه دوستمون رو نرفتم و از دری که بنده وارد شدم قرار بر این شد که در روزهای اول شهریور فکری به حال این فیش گمشدگان در جلسه آموزش دانشگاه بکنن...خدا کند که چنین شود ...

ما منتظر حرکت آنها هستیم ... وای چه خیال خامی

حالا باید شعر زیر را خواند و منتظر بود...

این منم خسته، در این کلبه ی تنگ

                                            فیش درمانده ام از پرونده جداست

من اگر سایه ی خویشم یا رب !!!

                                            فیش آواره ی من کو ؟ کجاست؟

 

نوشته شده در جمعه 1388/05/23ساعت 2:8 توسط پیام زور| |

تابستان هم افتاد توی سر پاینی ... نصفش که بیهوده هدر رفت مثل این ۳ سالی که توی پیام زور هدر رفت تا ببینیم که نیمه دیگرش چه میکند با این دانشجوی غم زده ی پیام زوری ...

من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنها میان سیل غم ها ....

البته اینقدرهم که نشون میده غمگین نیستم چون این روزها هوا خوبه ...

چه خوبه که انسان غم خودشو اینطوری فراموش کنه نه ؟؟؟

هوای گرگان توی اواسط مرداد بارانیه .... این روزها کشاورزان خوشحالند و بیچاره شده اند این کوره داران منطقه گرگان زمین ...

و چه خوشحالند مردم با این نم نم باران صبح و ظهر و شب ....

همه شادند پس من هم باید شاد باشم ...

 پس من هم شادم

شما چطور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/22ساعت 2:31 توسط پیام زور| |

نمیدانم چرا این روزا حال و حوصله ی  اینکه جلوی کامپیوتر رو بشینم ندارم....به خاطر همینم وبلاگ رو دیر به دیر به روز میکنم ... شاید به خاطر تعطیلیه دانشگاهه ... عجب حرفی زدم ... معمولا آدم دانشگاه که تعطیله فکرش آزادتره ... ولی شاید از تنبلیه خودمه ... که حتما همینه ... ولی باید تنبلی رو گذاشت کنار و وارد میدان شد....

بزن زنگووووووووووووووو

                      ببینم خانم میشناسی  ارژنگوووووووووووووو

ای وای که چشاش....

بی حوصلگی این کارا رو با آدم میکنه ها ...

نوشته شده در دوشنبه 1388/05/19ساعت 22:9 توسط پیام زور| |